خرید بک لینک
پنج شنبه و جمعه تجربه ی عجیبی را پشت سر گذاشتم. حالا از زمان نوشتنش البته گذشته؛ ولی چون خیلی عجیب بود نمی خواستم ننوشته بگذارمش.در همان بدو ورودمان، ماشین مامان توی برف گیر کرد. تمام تعلیماتِ تجربه ی

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 11:42

به امیرعلیِ 12ساله گفتم، راستی من می خوام آخر سال از محل کارم دربیام.گفت از همون بیمارستان؟ چرا خب؟ بهت حقوق نمی دن یا تو یه جای بهتر پیدا کردی؟گفتم نه حقوق بهم می دن و جای بهتری هم پیدا نکردم. گفت پس

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 11:42

پنجمین روز از اعلام قطعی تصمیم من گذشته و حالم بالکل دارد از این عبارتِ مزخرف و تهوع آورِ "هرجا بری همین خبره" به هم می خورد.دقیقا همینقدر به نظرم مسخره است که به کسی که دیسک کمر دارد بگویی "برو خدا ر

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 11:42

گفته بودم تا آخر سال. آن موقع که این حرف را زده بودم خبری از کرونا نبود. فکر می کردم خوش و خرم ادامه می دهم تا آخر سال؛ چون نمی توانستم دلم را راضی کنم که زودتر بروم، زودتر نباشم.حالا وضعیت بی نهایت م

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 11:42

ناامید شده ام. به طرز ناامید کننده ای، ناامید شده ام. با اینکه امروز چهارشنبه بود، من حسی شبیه عصرهای جمعه را داشتم. بی نهایت دلگیر. بی نهایت دلسرد کننده.امروز قبل از ظهر، موبایلم را گرفتم توی دستم و

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 11:42

برایش نوشتم که قبل از این ماجراهای کرونا به مدیرم گفته بودم حداکثر تا آخر سال خواهم آمد و بعدش استعفا می دهم. گفتم "الان تعهد اخلاقی دارم نمیتونم بگم، بذارید کارم اینجا تموم شه بعد براتون تعریف میکنم

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 11:42

صفحه بندی